عوارض و اشکها: چگونه فروشندگان مستقیم میتوانند از شدت گرفتن عوارض وارداتی ایالات متحده عبور کنند
چشمانداز تجارت الکترونیک بینالمللی دستخوش تغییرات شدیدی شده است. برای فروشندگان مستقیم ، بهویژه کسانی که محصولات خود را از خارج از کشور تهیه میکنند — مدلی که ستون فقرات این صنعت محسوب میشود — افزایش عوارض وارداتی جدید ایالات متحده چالشهای بیسابقهای ایجاد کرده است. به عنوان یک فروشنده مستقیم، توانایی شما در حفظ سودآوری و رقابتپذیری به این بستگی دارد که چقدر سریعاً و بهطور مؤثر استراتژی خود را تطبیق دهید.
در حالی که این عوارض با هدف تغییر ساختار تجارت جهانی طراحی شدهاند، برای کسبوکارهایی مانند شما، به مشکل بزرگی در کسبوکار تبدیل میشوند. پرسش اصلی این است: آیا همچنان امکان کسب سود از طریق دراپشیپینگ با وجود مالیات واردات بسیار بالاتر وجود دارد؟
در اینجا مروری بر نقاط ضعف کلیدی و راهکارهای عملیاتی برای دراپشیپرهایی که میخواهند در شرایط جدید تعرفهها دوام بیاورند و رشد کنند آورده شده است.
تهدید سهگانه: هزینه، حاشیه سود و لجستیک
رویکرد جدید تعرفهها بر ستونهای اصلی مدل دراپشیپینگ تأثیر میگذارد: هزینههای کم، هزینههای پایدار و تحویل سریع.
ضربه ناشی از افزایش هزینه محصولات
بلافاصلهترین و شدیدترین تأثیر، افزایش قیمت محصولات است. تعرفهها در واقع مالیاتی بر روی کالاهای وارداتی هستند و تأمینکنندگان شما به احتمال بسیار زیاد این هزینهها را با افزایش قیمت عمدهفروشی به شما منتقل خواهند کرد.
بار هزینهای سنگین: برای محصولاتی که قبلاً بدون عوارض وارد ایالات متحده میشدند (اغلب تحت معافیت de minimis )، اکنون ممکن است با یک عوارض قابل توجه جدید مواجه شوید. این امر میتواند هزینه کالاهای فروختهشده (COGS) را بهطور چشمگیری افزایش دهد. $\text{هزینه کالاهای فروخته شده}$ ).
محدودیت حداقل ارزش: حذف de minimis معافیت برای برخی کشورها (مقرراتی که به مبادرهای زیر یک ارزش مشخص اجازه ورود بدون حقوق گمرکی میداد) تغییری بزرگ در ارسالهای تککالای باارزش پایین در فروش از طریق دراپشیپینگ ایجاد کرده است. اکنون ممکن است هر سفارشی مشمول حقوق واردات شود و این امر تطابق با مقررات و هزینهها را به یک کابوس تبدیل کند.
کاهش حاشیه سود
دراپشیپینگ اغلب با حاشیه سود کم و متکی به حجم بالای فروش عمل میکند. هنگامی که هزینه محصولات به میزان قابل توجهی افزایش یابد، حفظ قیمت خردهفروشی فعلی بدون ناپدید شدن کامل حاشیه سود غیرممکن میشود.
فشار قیمتی: شما با انتخاب دشواری مواجه هستید: جذب هزینه و خطر ورشکستگی، یا انتقال هزینه به مشتری و خطر از دست دادن فروش به رقبایی با قیمت پایینتر (که ممکن است زنجیره تأمین داخلی داشته باشند).
عملکرد اقلام کمارزش: محصولاتی با قیمت فروش پایین و حاشیه سود اندک، بهویژه آسیبپذیر هستند. توجیه هزینههای بازاریابی و تبلیغات برای اقلامی که تنها هزینه تعرفه بخش عمدهای از سود را مصرف میکند، دشوارتر میشود.
پیچیدگیها و تأخیرهای لجستیکی
تعرفهها تنها هزینه را افزایش نمیدهند؛ بلکه اصطکاکی در زنجیره تأمین ایجاد میکنند.
تأخیرهای گمرکی: اجرای سختگیرانهتر مقررات گمرکی و الزام جدید به دریافت عوارض بر روی بستههای کوچکتر میتواند منجر به زمان بازرسی طولانیتر و تأخیر در ارسال شود.
نارضایتی مشتری: همیشه زمانهای طولانی حمل و نقل یک نقطه ضعف در فروش مستقیم بوده است. با احتمال تراكم در گمرک، زمان تحویل ممکن است افزایش یابد که این امر منجر به نارضایتی مشتریان، نرخ بالاتر بازپرداخت و نظرات منفی درباره فروشگاه میشود.
راهکارهای عملیاتی برای کاهش تأثیر تعرفهها
مدل فروش مستقیم منقضی نشده است، اما باید تحول یابد. بقا به این بستگی دارد که از الان تغییرات استراتژیک اعمال شوند.
1. تنوعبخشی به تأمینکنندگان و منابع تأمین (نقشه جدید جهانی)
تکیه بر یک منبع یا یک کشور اکنون یک ریسک بزرگ است. شما باید گزینههای جایگزین را بررسی کنید:
جابجایی به مناطق با تعرفه پایین: تأمینکنندگان خود را در کشورهایی که توافقنامههای تجاری مطلوبتر یا نرخ تعرفه پایینتری با ایالات متحده دارند، مانند ویتنام، مکزیک، هند یا ترکیه، تحقیق و ارزیابی کنید.
رویکرد داخلی (چرخش نهایی): موثرترین استراتژی بلندمدت، انتقال به تأمینکنندگان مبتنی بر ایالات متحده است. اگرچه هزینههای عمده در ابتدا ممکن است کمی بالاتر باشد، اما شما کاملاً از تعرفههای وارداتی معاف میشوید، زمان حمل و نقل را به شدت کاهش میدهید (از چند هفته به چند روز) و رضایت مشتری را افزایش میدهید. این مدل همچنین به شما امکان میدهد بر محصولات با کیفیت بالاتر و مطابق با استانداردهای ایالات متحده تمرکز کنید.
2. استراتژی قیمتگذاری و محصول (حفاظت از سود)
شما نمیتوانید کاملاً از افزایش قیمتها اجتناب کنید، اما میتوانید در نحوه اجرای آن هوشمندانه عمل کنید.
تمرکز بر اقلام با قیمت بالا/سود بالا: تمرکز موجودی خود را به سمت محصولاتی تغییر دهید که قیمت بالاتری دارند و بتوانند هزینههای افزایشی واردات را به راحتی جذب کنند، در حالی که همچنان حاشیه سود مناسبی فراهم میکنند.
محصولات بستهبندیشده: گروهبندی اقلام در مجموعههای منتخب به شما امکان میدهد هزینه تعرفه را در سراسر ارزش معامله بزرگتر پخش کنید. این امر ارزش درکشده توسط مشتری را افزایش میدهد و توجیه قیمت خردهفروشی بالاتر را نسبت به افزایش ساده قیمت یک قلم منفرد، مؤثرتر میسازد.
تأکید بر ارزش به جای قیمت: اگر مجبور به افزایش قیمت هستید، ارزش برند خود را تقویت کنید. کیفیت، انحصاری بودن، سرعت تحویل داخلی یا خدمات مشتری عالی را برجسته کنید تا قیمت بالاتر را توجیه نمایید.
3. بهینهسازی لوژیستیک (پیدا کردن خط سریعتر)
با شرکای حمل و نقل و خدمات تکمیل سفارش همکاری کنید تا زنجیره تأمین خود را بهینهسازی کنید.
خدمات تکمیل سفارش شخص ثالث (3PL) را بررسی کنید: استفاده از یک ارائهدهنده لجستیک ثالث (3PL) که حمل و نقل عمده از کشور مبدأ به یک انبار در ایالات متحده را ارائه میدهد و سپس تکمیل سفارش داخلی انجام میدهد، میتواند هزینه حمل و نقل هر واحد را بهطور قابل توجهی کاهش دهد و دردسرهای گمرکی مربوط به بستههای انفرادی را از بین ببرد.
مذاکره در مورد شرایط: با تأمینکنندگان خارجی خود صحبت کنید. آنها نیز تحت فشار هستند و ممکن است تمایل داشته باشند بخشی از هزینه تعرفه را متقبل شوند، تخفیف عمده ارائه دهند یا مسیرهای حمل و نقل جایگزین (غیر مشمول تعرفه) را بررسی کنند.
چشمانداز نهایی: آینده دراپشیپینگ
محیط تجاری فعلی بدون شک برای خط لوله سنتی دراپشیپینگ از چین به ایالات متحده سخت است. هزینه کالاها افزایش یافته، ریسکهای لجستیکی بالاتر است و حاشیه سود اقلام کمارزش به شدت تهدید میشود.
با این حال، مدل کسبوکار خودش همچنان قابل اجرا باقی میماند. فشار تعرفهها تنها در حال ایجاد تحولی ضروری است: حرکت به سمت تأمین داخلی، محصولات با ارزش بالاتر و تمرکز قویتر بر تجربه مشتری (بهویژه حملونقل سریع).
با تغییر فعالانه زنجیره تأمین و بهینهسازی استراتژیهای قیمتگذاری، شما نه تنها میتوانید از تعرفهها عبور کنید، بلکه کسبوکار خود را برای رشدی قویتر و پایدارتر در آینده آماده کنید. زمان تغییر جهت، همین الان است.

